آدرس جدید؛ برنامههای تازه
چند وقتی بود که میخواستم وبلاگم رو از وردپرس به اینجا انتقال بدم. البته قصدم فقط وبلاگ نبود. هم بلاگ و شاید هم یه فتوبلاگ و حتی یه سری چیزای دیگه. و بالاخره این کار انجام شد.
خیلی چیزا هست که باید بنویسم. و این کار رو از این به بعد اونجا انجام میدم.
اینجا در واقع تعطیل میشه ولی با دنبال کردن همین فید میتونین فعالیتهای امیروفسکی رو دنبال کنین.
یک، دو، سه؛ امتحان خواهد شد
قبلاً گفته بودم از کارام. اینکه چه وضعی دارن. اینکه چطوریَ ن و چقدر وقتم رو میگیرن. تقریباً در مورد پیشنهادات کاریای هم که بهم شده بود، یه چیزایی گفته بودم. اما اینبار میخوام خودم به خودم یه پیشنهادی بدم. یه پیشنهادی که تا آخر ماه تصمیم قطعیم رو براش میگیرم.
چند تا انتخاب برام وجود داره که البته ادامه دادن کار فعلی هم شاملش میشه؛ اما تصمیمگیری قطعیم نیاز به زمان و تفکر داره.
به هر شکل حتماً در مورد تصمیم نهایی خواهم نوشت. حتی اگه تصمیمم ترک زندگی مجازی باشه!
آخرین بهار دههی هشتاد
دیروز، ۳۱ خرداد هشتادونه بود. آخرین روز آخرین بهار دههی هشتاد. آخرین روز فصلها همیشه گذر زمان رو برام یادآوری میکردن. اما دیروز روز متفاوتی بود. علاوه بر آخرین روز یه فصل، پایان آخرین فصل آخرین سال دههی هشتاد بود. ده سال پیش وبلاگی برای توصیف این روز نداشتم. شاید حتی به فکرشم نبودم اما امروز متفاوته از اون موقع.
اما… کاش گذر زمان متوقف میشد و یا فرصتی برای بازگشت داشتیم…
بلاکپرس
چند روزه کل وردپرس رو فیلتر کردن! چه اونا که سیاسینویسن، چه اونا که آیتینویسن…!
تر و خشک رو با هم سوزوندن که بیشرمی، خودکامگی و ناآگاهی ثابت شه.
شاید برای خیلیا فرقی نداشته باشه و حتی خوشحال کننده باشه از اینکه آزاد شدن، ولی این مساله برای خیلیا مهم و درد آوره. اونا که تا حالا نوشتههاشون رو بخاطر امنیتشون دستخوش خودسانسوری میکردن، به هر حال الان دیگه با خیال راحتتری میتونن بنویسن. اما اونا که چند ساله واسهی وبلاگشون زحمت کشیدن تا فیدش رو قطره قطره سهرقمی کردن؛ تا واسه خودشون خواننده پیدا کردن و قلمشون رو با وبلاگ وردپرسیشون قوی کردن، حالا با فیلتر شدن زیاد خوشحال نیستن.
از کدوم یکی از افرادی که مسئول این کارن باید توضیح خواسته بشه؟ کی میتونه همچین افتضاحی رو توجیه کنه؟ بیانگیزهکردن یه عالمه وبلاگ نویس که کلی به وب فارسی کمک کردن رو کی میتونه جوابگو باشه؟
کاملاً مشخصه که این سیاستی که پشت این کار بوده هم مثل بسیاری از سیاستهایی که برای فیلتر کردن سایتا انجام میشه غیراصولی انجام شده. با این تفاوت که تعداد افرادی که بیخود تو این آتیش سوختهن، خیلی بیشتر از هر دفعه است. این وسط فقط وب فارسیه که صدمه میبینه و با این توصیف به نظر میرسه هدف اصلی و نهاییای که پشت این کاره، متاسفانه همینه.
بهروزرسانی: امروز ظهر صفحه مدیریت بلاگفا و پرشینبلاگ هم به فیلترینگ پیوستند! (۳۰ خرداد)
مهندسی نرمافزار
آخرای ترمه.. ترم سوم رو میگذرونم. نمیدونم چرا هر بار که واحدام رو حساب میکنم، یادم نمیمونه چند تا پاس شده و چند تا مونده. ولی چیزی که تو ذهنم مونده اینه که اگه این ترم رو بتونم با یه معدل خوب تموم کنم، ترم دیگه آخریشه و کارشناسی هم ترتیبش دادهس.
هیچوقت نفهمیدم چرا نرم افزار رو انتخاب کردم برای تحصیل. هنر رو بیشتر دوس داشتم.. شاید هم یه رشتهی مهندسی دیگه برام بهتر بود و سریعتر و بهتر و علاقمندتر درس میخوندم؛ اما نرمافزار کامپیوتر انتخاب ناآگاهانهی من شد.
این تیتر رو که نوشتم میخواستم در مورد درس «مهندسی نرمافزار» و «آزمایشگاه مهندسی نرمافزار» که این ترم با یه استاد خوب داشتم، بنویسم، اما نمیدونم چرا رفتم سمت رشته و انتخاب و قسمت و ناآگاهیام!
الان اما دیگه مث همیشه وقت کمه و باید برم و نمیشه دیگه در مورد این درس زیاد نوشت.. شاید بعداً یادی از این درس بکنم. درسی که شاید بیشترین تاثیر رو از ابتدای تحصیلم روی من داشته و مطمئناً استفادههای زیادی ازش خواهم کرد.
در حال و هوای فکر
تنها، بیخیال و با کلی تسک و کار و غیره، نشستهمو فکر میکنم..
شاید بهتر بود فکرام رو بنویسم..! توی افکارم، گاهی پر از ایدهست. خالی از نشونههای منفی، اما خصوصی.. خیلیاش حتی برا خودمم خصوصیه؛ یعنی خودمم نباید بدونم چیه! شاید اینه دلیل ننوشتنشون.
به هر حال اینو اینجا میذارم تا شاید روزی ببینمشو بدونم که یه روزی هم اینجوری بودم.. یه روزی هم زیاد فکر میکردم، زیاد کار میکردم، زیاد حرص میخوردم، زیاد سردرد میشدم، زیاد غر میزدمو غر میشنیدم..؛ اما یه جورایی برخلاف چیزی که میخواستم، شاید به نظرم کُند و آروم جلو میرفتم. شاید وقتی که دوباره اینو بخونم، خندهم بگیره. شایدم به خودم افتخار کنم. اما مقایسه کار اشتباهیه. این چیزیه که من بودم و هستم؛ و من خودمم…
فقط امیروفسکی و دیگر هیچ
لست.افام رو هم نتونستن ببینن
دیروز تو توئیتر و فرندفید درباره بلاک شدن لست.افام خوندم.. اولش باورم نمیشد و فکر میکردم اشتباهی بوده و بعضی جاها بلاک شده. اما بعد که کلید ملیدای فریبروزینگ رو زدم خاموش کردم و سایت رو چک کردم، دیدم زهی خیال باطل، واسه منم بلاکه و رفتم که مراسم دمقمرگون* رو به جا بیارم..
احتمالاً لست.افام (Last.fm) رو میشناسین و ازش استفاده میکنین. در اینصورت مث من از بلاک شدنش خیلی ناراحت شدین. آخه این سرویس شاید بهترین سرویس برای نگهداری تاریخچه آهنگای گوش داده شده کاربرانه که با توجه به این مساله، آمارهای معرکه و عالیای به کاربرا میده. (البته سرویسای مشابه دیگهای هم هست که به نظر من قدرت و شهرت لست.افام رو ندارن و به اندازهی اون دوست داشتنی نیستن)
اما آخه چرا باید این سایت بلاک شه..؟ نه سیاسیه، نه به جایی کار داره، نه تا حالا مشکلی برای آقایون به وجود آورده، نه مغایرتی با قانون جرایم اینترنتی و اینا داره و خلاصه هیچ موردی پیدا نمیکنم که بتونم اون رو تو دسته سایتهای قابل بلاک قرار بده.
به هر شکل این ناراحتی من دردی دوا نمیکنه.
فقط با آگاهی و اطمینان بیشتر از نفهم بودن مسئولینی که باعث و بانی این ناراحتیها برای کاربرای بیزبون ایرانی میشن، متاسفانه دردم بیشتر و بیشتر میشه.
چطور پروفایل Last.fm خودمون رو بهروز کنیم؟
اون دسته از کاربران حرفهای که دوست دارند کار با لست.افام رو ادامه بدن و آمار آهنگاشون رو توی این سایت داشته باشن میتونن با استفاده از برنامه سانگبرد (SongBird) به طور حرفهای به گوش دادن به موزیکهاشون ادامه بدن و علاوه بر اون پروفایلشون رو هم آپدیت کنن. لازمه که افزونه لست.افام هم بر روی سانگبرد نصب کنن و یکبار لاگین کنن. بعد از اون خیالتون میتونه راحت باشه که بلاک شدن لست.افام هیچ تاثیری در آپدیت پروفایلتون نداره.
__________
*دمقمرگون مراسمی من درآوردی است. این مراسم پس از مراجعه به سایتهایی که به صورت روتین ازشون استفاده میکنیم و به جای اون با صفحه مشترک گرامی روبرو میشیم، به صورت انفرادی و گروهی برگزار میشود.
به روز رسانی: امروز (نهم اردیبهشت هشتاد و نه) مطلع شدم که این سایت ارزشمند از بلاک در اومده. به هر شکل همینجا از اون جوونمردی که باعث برگشت این سایت ارزشمند به دامن ایرانیا شد، تشکرات فراوان مینمایم.


