گذر زمان

روزنـــگــار امیروفسکی

بایگانیِ مه 2010

در حال و هوای فکر

با یک دیدگاه

تنها، بیخیال و با کلی تسک و کار و غیره، نشسته‌مو فکر می‌کنم..

شاید بهتر بود فکرام رو بنویسم..! توی افکارم، گاهی پر از ایده‌ست. خالی از نشونه‌های منفی، اما خصوصی.. خیلیاش حتی برا خودمم خصوصیه؛ یعنی خودمم نباید بدونم چیه! شاید اینه دلیل ننوشتنشون.

به هر حال اینو اینجا می‌ذارم تا شاید روزی ببینمشو بدونم که یه روزی هم اینجوری بودم.. یه روزی هم زیاد فکر می‌کردم، زیاد کار می‌کردم، زیاد حرص می‌خوردم، زیاد سردرد می‌شدم، زیاد غر میزدمو غر می‌شنیدم..؛ اما یه جورایی برخلاف چیزی که می‌خواستم، شاید به نظرم کُند و آروم جلو میرفتم. شاید وقتی که دوباره اینو بخونم، خنده‌م بگیره. شایدم به خودم افتخار کنم. اما مقایسه کار اشتباهیه. این چیزیه که من بودم و هستم؛ و من خودمم…
فقط امیروفسکی و دیگر هیچ

نوشته شده توسط Amir

مه 25, 2010 در 17:39

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.