بایگانیِ ژوئن 2010
آخرین بهار دههی هشتاد
دیروز، ۳۱ خرداد هشتادونه بود. آخرین روز آخرین بهار دههی هشتاد. آخرین روز فصلها همیشه گذر زمان رو برام یادآوری میکردن. اما دیروز روز متفاوتی بود. علاوه بر آخرین روز یه فصل، پایان آخرین فصل آخرین سال دههی هشتاد بود. ده سال پیش وبلاگی برای توصیف این روز نداشتم. شاید حتی به فکرشم نبودم اما امروز متفاوته از اون موقع.
اما… کاش گذر زمان متوقف میشد و یا فرصتی برای بازگشت داشتیم…
بلاکپرس
چند روزه کل وردپرس رو فیلتر کردن! چه اونا که سیاسینویسن، چه اونا که آیتینویسن…!
تر و خشک رو با هم سوزوندن که بیشرمی، خودکامگی و ناآگاهی ثابت شه.
شاید برای خیلیا فرقی نداشته باشه و حتی خوشحال کننده باشه از اینکه آزاد شدن، ولی این مساله برای خیلیا مهم و درد آوره. اونا که تا حالا نوشتههاشون رو بخاطر امنیتشون دستخوش خودسانسوری میکردن، به هر حال الان دیگه با خیال راحتتری میتونن بنویسن. اما اونا که چند ساله واسهی وبلاگشون زحمت کشیدن تا فیدش رو قطره قطره سهرقمی کردن؛ تا واسه خودشون خواننده پیدا کردن و قلمشون رو با وبلاگ وردپرسیشون قوی کردن، حالا با فیلتر شدن زیاد خوشحال نیستن.
از کدوم یکی از افرادی که مسئول این کارن باید توضیح خواسته بشه؟ کی میتونه همچین افتضاحی رو توجیه کنه؟ بیانگیزهکردن یه عالمه وبلاگ نویس که کلی به وب فارسی کمک کردن رو کی میتونه جوابگو باشه؟
کاملاً مشخصه که این سیاستی که پشت این کار بوده هم مثل بسیاری از سیاستهایی که برای فیلتر کردن سایتا انجام میشه غیراصولی انجام شده. با این تفاوت که تعداد افرادی که بیخود تو این آتیش سوختهن، خیلی بیشتر از هر دفعه است. این وسط فقط وب فارسیه که صدمه میبینه و با این توصیف به نظر میرسه هدف اصلی و نهاییای که پشت این کاره، متاسفانه همینه.
بهروزرسانی: امروز ظهر صفحه مدیریت بلاگفا و پرشینبلاگ هم به فیلترینگ پیوستند! (۳۰ خرداد)
مهندسی نرمافزار
آخرای ترمه.. ترم سوم رو میگذرونم. نمیدونم چرا هر بار که واحدام رو حساب میکنم، یادم نمیمونه چند تا پاس شده و چند تا مونده. ولی چیزی که تو ذهنم مونده اینه که اگه این ترم رو بتونم با یه معدل خوب تموم کنم، ترم دیگه آخریشه و کارشناسی هم ترتیبش دادهس.
هیچوقت نفهمیدم چرا نرم افزار رو انتخاب کردم برای تحصیل. هنر رو بیشتر دوس داشتم.. شاید هم یه رشتهی مهندسی دیگه برام بهتر بود و سریعتر و بهتر و علاقمندتر درس میخوندم؛ اما نرمافزار کامپیوتر انتخاب ناآگاهانهی من شد.
این تیتر رو که نوشتم میخواستم در مورد درس «مهندسی نرمافزار» و «آزمایشگاه مهندسی نرمافزار» که این ترم با یه استاد خوب داشتم، بنویسم، اما نمیدونم چرا رفتم سمت رشته و انتخاب و قسمت و ناآگاهیام!
الان اما دیگه مث همیشه وقت کمه و باید برم و نمیشه دیگه در مورد این درس زیاد نوشت.. شاید بعداً یادی از این درس بکنم. درسی که شاید بیشترین تاثیر رو از ابتدای تحصیلم روی من داشته و مطمئناً استفادههای زیادی ازش خواهم کرد.


