مهندسی نرمافزار
آخرای ترمه.. ترم سوم رو میگذرونم. نمیدونم چرا هر بار که واحدام رو حساب میکنم، یادم نمیمونه چند تا پاس شده و چند تا مونده. ولی چیزی که تو ذهنم مونده اینه که اگه این ترم رو بتونم با یه معدل خوب تموم کنم، ترم دیگه آخریشه و کارشناسی هم ترتیبش دادهس.
هیچوقت نفهمیدم چرا نرم افزار رو انتخاب کردم برای تحصیل. هنر رو بیشتر دوس داشتم.. شاید هم یه رشتهی مهندسی دیگه برام بهتر بود و سریعتر و بهتر و علاقمندتر درس میخوندم؛ اما نرمافزار کامپیوتر انتخاب ناآگاهانهی من شد.
این تیتر رو که نوشتم میخواستم در مورد درس «مهندسی نرمافزار» و «آزمایشگاه مهندسی نرمافزار» که این ترم با یه استاد خوب داشتم، بنویسم، اما نمیدونم چرا رفتم سمت رشته و انتخاب و قسمت و ناآگاهیام!
الان اما دیگه مث همیشه وقت کمه و باید برم و نمیشه دیگه در مورد این درس زیاد نوشت.. شاید بعداً یادی از این درس بکنم. درسی که شاید بیشترین تاثیر رو از ابتدای تحصیلم روی من داشته و مطمئناً استفادههای زیادی ازش خواهم کرد.


