گذر زمان

روزنـــگــار امیروفسکی

نوشته‌های برچسب خورده با ‘دانشگاه

مهندسی نرم‌افزار

دیدگاهی بگذارید »

آخرای ترمه.. ترم سوم رو می‌گذرونم. نمی‌دونم چرا هر بار که واحدام رو حساب می‌کنم، یادم نمی‌مونه چند تا پاس شده و چند تا مونده. ولی چیزی که تو ذهنم مونده اینه که اگه این ترم رو بتونم با یه معدل خوب تموم کنم، ترم دیگه آخریشه و کارشناسی هم ترتیبش داده‌س.

هیچوقت نفهمیدم چرا نرم افزار رو انتخاب کردم برای تحصیل. هنر رو بیشتر دوس داشتم.. شاید هم یه رشته‌ی مهندسی دیگه برام بهتر بود و سریعتر و بهتر و علاقمندتر درس می‌خوندم؛ اما نرم‌افزار کامپیوتر انتخاب ناآگاهانه‌ی من شد.

این تیتر رو که نوشتم می‌خواستم در مورد درس «مهندسی نرم‌افزار» و «آزمایشگاه مهندسی نرم‌افزار» که این ترم با یه استاد خوب داشتم، بنویسم، اما نمی‌دونم چرا رفتم سمت رشته و انتخاب و قسمت و ناآگاهیام!

الان اما دیگه مث همیشه وقت کمه و باید برم و نمیشه دیگه در مورد این درس زیاد نوشت.. شاید بعداً یادی از این درس بکنم. درسی که شاید بیشترین تاثیر رو از ابتدای تحصیلم روی من داشته و مطمئناً استفاده‌های زیادی ازش خواهم کرد.

نوشته شده توسط Amir

ژوئن 10, 2010 در 20:54

امتحانات و ترم و شروع دوباره

دیدگاهی بگذارید »

ترم پاییز گذشت و زیاد خوب هم طی نشد. ترم خوبی نبود. شاید کم‌کاری کردم (تو درسا) و شاید هم پُرکاری (تو کارا). به هر حال باید خیلی بهتر از اینا می‌گذشت و نتیجه می‌داد و ترم بهتری شروع میشد.

به هر حال حالا برنامه ترم بهار رو نگاه می‌کنم، کلی وقت آزاد توش می‌بینم که با کارام پُر شده. ولی سعی می‌کنم این کلاه گشاد، ایندفعه جلوی دیدم رو نگیره.

نوشته شده توسط Amir

فوریه 18, 2010 در 14:39

نمره زبان ماشین

دیدگاهی بگذارید »

دیروز رفتم پیش استاد درس زبان ماشین.. تو دانشگاه آزاد اتاق داره.
بعد به سختی و البته کاملاً شانسی اتاقش رو پیدا کردم.
داشت با تلفن حرف میزد، صبر کردم تلفنش تموم شه، بعد در زدم و رفتم تو.
استاده در جواب «سلام استاد»م گفت: «اسمت چی بود؟»
- امیر.ص
- خودت فکر می کنی چیکار کردی؟
- (با کمی نگرانی) نمی دونم استاد؛ الان داره دو ماه از امتحان میگذره..، اصلاً یادم نیست! شما بگین…؟
- الان لیست همرام نیست، یادمم نیست چیکار کردی، اما…
- اما؟؟
- اما باید بگم که اگه می خواستم برگه ها رو به روشی که قبلاً سر کلاس توضیح دادم صحیح کنم و بعد تازه بخاطر رفتار خوب بچه های کلاس نمره ها بهتون اضافه کنم، از 2 تا گروهتون، حد اکثر 5 نفر پاس می کردن…
- خب استاد، شما که اونجوری تصحیح نکردین دیگه، نه؟
- اتفاقاً میخواستم بزنم جمیعاً دخلتون رو بیارم، اما..
- (من با نیش باز) اِ؛ استاد، پس چیکار کردین؟
- هیچی، جوری تصحیح کردم که از 2 تا گروهتون، حد اکثر 5 نفر میفتن..!!

نوشته شده توسط Amir

اوت 17, 2009 در 11:27

نوشته شده در دانشگاه

برچسب خورده با , , , , ,

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.