نوشتههای برچسب خورده با ‘درس’
مهندسی نرمافزار
آخرای ترمه.. ترم سوم رو میگذرونم. نمیدونم چرا هر بار که واحدام رو حساب میکنم، یادم نمیمونه چند تا پاس شده و چند تا مونده. ولی چیزی که تو ذهنم مونده اینه که اگه این ترم رو بتونم با یه معدل خوب تموم کنم، ترم دیگه آخریشه و کارشناسی هم ترتیبش دادهس.
هیچوقت نفهمیدم چرا نرم افزار رو انتخاب کردم برای تحصیل. هنر رو بیشتر دوس داشتم.. شاید هم یه رشتهی مهندسی دیگه برام بهتر بود و سریعتر و بهتر و علاقمندتر درس میخوندم؛ اما نرمافزار کامپیوتر انتخاب ناآگاهانهی من شد.
این تیتر رو که نوشتم میخواستم در مورد درس «مهندسی نرمافزار» و «آزمایشگاه مهندسی نرمافزار» که این ترم با یه استاد خوب داشتم، بنویسم، اما نمیدونم چرا رفتم سمت رشته و انتخاب و قسمت و ناآگاهیام!
الان اما دیگه مث همیشه وقت کمه و باید برم و نمیشه دیگه در مورد این درس زیاد نوشت.. شاید بعداً یادی از این درس بکنم. درسی که شاید بیشترین تاثیر رو از ابتدای تحصیلم روی من داشته و مطمئناً استفادههای زیادی ازش خواهم کرد.
نمره زبان ماشین
دیروز رفتم پیش استاد درس زبان ماشین.. تو دانشگاه آزاد اتاق داره.
بعد به سختی و البته کاملاً شانسی اتاقش رو پیدا کردم.
داشت با تلفن حرف میزد، صبر کردم تلفنش تموم شه، بعد در زدم و رفتم تو.
استاده در جواب «سلام استاد»م گفت: «اسمت چی بود؟»
- امیر.ص
- خودت فکر می کنی چیکار کردی؟
- (با کمی نگرانی) نمی دونم استاد؛ الان داره دو ماه از امتحان میگذره..، اصلاً یادم نیست! شما بگین…؟
- الان لیست همرام نیست، یادمم نیست چیکار کردی، اما…
- اما؟؟
- اما باید بگم که اگه می خواستم برگه ها رو به روشی که قبلاً سر کلاس توضیح دادم صحیح کنم و بعد تازه بخاطر رفتار خوب بچه های کلاس نمره ها بهتون اضافه کنم، از 2 تا گروهتون، حد اکثر 5 نفر پاس می کردن…
- خب استاد، شما که اونجوری تصحیح نکردین دیگه، نه؟
- اتفاقاً میخواستم بزنم جمیعاً دخلتون رو بیارم، اما..
- (من با نیش باز) اِ؛ استاد، پس چیکار کردین؟
- هیچی، جوری تصحیح کردم که از 2 تا گروهتون، حد اکثر 5 نفر میفتن..!!


